تا جمعه ی ظهور
عبادت چیست؟ ... مذهبی ,

 

   عبادت چیست؟ 

   راستی عبادت چیست؟ جز آن كه روح را تعالی دهد؟ و آن  

   احساس ناگفتنی را در دل آدم ایجاد كند؟

   احساسی كه در آن تمام ذرات وجودش به ارتعاش در می آید،

   جسم می سوزد، قلب می جوشد، اشك فرو می ریزد، روح به

   پرواز درمی آید و جز خدا نمی بیند و نمی خواهد...

   این احساس عرفانی كه از اعماق وجود آدمی می جوشد و به 

   سوی ابدیت خدا به پرواز در می آید، عبادت خوانده می شود.

   شهید چمران

   اللهم عجل لولیك الفرج

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

چگونه می آید مرگ... ... ادبی ,

  

   چگونه می آید مرگ...

   مرگ؟

   چه حرف ها می زنی!

   ما از دوستان بسیار قدیمی یكدیگریم

   همسفر، همراه، هماهنگ، هم آواز، همراز...

   مرگ به من شبیخون نمی زند.

   پاورچین پاورچین می آید تا صدای پایش آزارم ندهد.

   آهسته و مهربان سرش را روی بالشم می گذارد و می گوید:

   دیگر بخواب! وقت خفتن است، زمان خواب دیدن است،

   خواب های خوش...

   من پیشانی اش را می بوسم

   و می گویم: برای خفتن، آسوده و بی دغدغه خفتن  

   آماده ام...

   می دانم

   مرگ به من شبیخون نمی زند

   برایم قداره نمی كشد

   جنجال به راه نمی اندازد

   نمایش نمی دهد

   با چشمان خون گرفته

   چهره ی سرشار از خشم

   بالای سرم نمی ایستد.

   چقدر نرم سرش را روی بالشم می گذارد...

   باز می آیم

   به مرگ فرصت می دهم

   من اینك آماده ام.

   مرگ؟

   چه حرف ها می زنی!

   مرگ، چه ربطی به زندگی دارد؟

   و به مؤمنانه كار كردن؟

   مرگ، نقطه است و زندگی خط

   خط با نقطه آشناست.

   من با مرگ، رفاقتی خدشه نا پذیر دارم.

   من اما ترك نوشتن نكردم اگر

   نه به خاطر ایستادن دربرابر مرگ بود،

   كه همچون قطره ایست در انتهای اقیانوس.

   دوستی با او تذكری ست باقی

   شب از تاریكی نمی ترسد.

   روشنایی من امشب

   از ماه تمام است.

   فردا

   دوست دارم كه از طشتی پر از شمع روشن باشد.

   من با مرگ سفرها كرده ام

   و گفتگو ها

   و آوازها خوانده ام

   و سرودها...

   تو صدای آواز مرگ را

   از آن سوی پرچین های مهتابی شنیده ای؟

   مرگ، به راهی كه دوست دارد می رود

   گیرم كه من نیز به دنبال او

   از مرگ بپرس

   چرا پشت در ایستاده است؟

   با آن رفاقت طولانی

   كه من با او دارم

   و همیشه داشته ام

   و جای سرش، هنوز روی بالش من گود افتاده است.

   اللهم عجل لولیك الفرج

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

فردا آدینه است ... مهدویت ,

 

   فردا آدینه است

   فردا آدینه است.... مهدی جان ...

   بر حریر سبز عشق نوشتم

   هنگام ظهورت بغض فرو خورده خویش خواهم شکست

   چشمان خویش بر سر هر راه چراغی خواهم کرد

   تا گام بر شوره زار دلهایمان گذاری

   حضورت را با گلخند غنچه های نو شکفته تقسیم خواهم کرد

   بر حریر سبز عشق نامت را بلند

   و به زلالی آب خواهم نوشت

   هر روز ... هر شب ...

   یا مهدی

   یا مهدی...

   مرا دریاب ... مرا دریاب

   ای آخرین که صاحب عصری وزمان

   اللهم عجل لولیك الفرج

 


 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

قطره ای از اقیانوس كرامات حضرت ولی عصر(عج) ... مهدویت ,

 

 

   قطره ای از اقیانوس كرامات حضرت ولی عصر(عج)

    بر اساس كرامت ثبت شده در دفتر ثبت كرامات مسجد    

   مقدس جمكران

   شناسنامه كرامت

   موضوع كرامت: شفاى كامل روحى

   منبع كرامت: دفتر ثبت كرامات و خاطرات مسجد مقدّس  

   جمكران، شماره 107 

   مشخصات: برادر ا - م، چهل ساله، افسر جانباز نیروى

   انتظامى، لیسانس، ساكن قم

 

   زمان كرامت: 10/4/76

   مكان كرامت: مسجد مقدّس جمكران

   تاریخ ثبت كرامت:   1378

   اسناد و مدارك: چهار برگه استراحت پزشكى از طرف اداره 

  كل بهدارى

   ناجا، گزارشات بیمارى از شوراى روانپزشكان ناجا و

   آزمایشات مختلف.

   زیر نظر پزشكان متخصص: مظاهرى، جهانى، كیهانى، دلیر،

                امامى، روح الهى، قاضى، واحد، عدل پرور، هاشمی

     حشنانى.  شجاع الدین، حیاتى ،دانش خواه، معدنى پور، 

 پیامی

 

     

   اظهار نظر پزشكى:

   معاینه شد و ایشان قادر به خدمت كامل مى‏باشند.

 

    خلاصه كرامت به نقل از شفا یافته:

   اینجانب مدت  92ماه سابقه در جبهه و مجروح بودن و موج

   گرفتگى درتاریخ  16/10/75براى معالجه به شوراى عالى

   ناجا  مراجعه كردم وتشخیص دادند از نظر روحى افسردگى

   شدید دارم كه در مدت درمان از  خدمت معاف بودم كه بعد از رد

   كردن پزشكان و مأیوس شدن از درمان به امام زمان علیه ‏

   السلام متوسل شدم و در صحن مقدس مسجد جمكران

   خواب حضرت را دیدم كه بعد از این جریان و عنایت حضرت

   صاحب الزمان شفاى كامل پیدا كردم و به ادامه تحصیل و كار

   مشغول شدم.

 

   شرح واقعه از زبان شفا یافته:

   اینجانب سرگرد نیروى انتظامى و جانباز جنگ تحمیلى

   مى‏باشم كه مدّت  92ماه سابقه حضور در جبهه ‏هاى حقّ علیه

   باطل دارم و بارهامجروح شدم، ولى سعادت شهادت را نیافتم.

   بر اثر جراحات و موج گرفتگى دوران جنگ، گاهى از نظر

   روحى دچار افسردگى مى‏شدم و حالت روانى پیدا مى‏كردم. در

   تاریخ16/10/75  طبق دستور اعضاء شورای عالى پزشكى

   اداره كل بهدارى نیروى انتظامى به خاطر پسیكونوروز شدید       

   افسردگى شدید و سابقه اسارت و PTD و مجروحیت

   و شیمیایى، مدت چهار ماه به بنده استراحت پزشكى دادند.

   ولى پس از مدت‏ها درمان و معالجه، پزشكان قم و شورای

   عالى تهران برایم عدم پاسخ به درمان تجویز نمودند و جوابم

   كردند. با مأیوس شدن از همه جا، تنها پناه و دواى دردم را

   توسل به امام زمان علیه ‏السلام دیدم و نذر كردم؛ دو ماه با پاى

   پیاده ازجاده قدیم جمكران محضر مبارك آقا امام زمان علیه ‏

   السلام برسم.

   یك روز كه طبق نذرم به مسجد آمده بودم، بعد از دعا و نماز

   و گریه و درخواست شفا از حضرت، در صحن مسجد خوابم

   برد، درخواب دیدم در محلی هستم و سیدی كه در بیداری او را

   می شناختم درآنجا حضور  دارد  و بسیار مودب در كنار فرد

   دیگر نشسته بود، فهمیدم آن بزرگوار از ایشان مقامشان بالاتر

   است، یك مرتبه آن آقا رو به من كرد و مرا به نام صدا زد و

   حالم را پرسید و فرمودند:

   سید احمد چه مى‏خواهید؟ و تكرار فرمودند: چى مى‏گى بابا؟

   از آنجایی كه آن سید نزد آن آقا   مؤدب نشسته بودند،

   در عالم خواب فهمیدم كه ایشان آقا امام زمان علیه ‏السلام

   است. با گریه و اشك و آه، دامن آقا را گرفتم وماجراى

   ناراحتى‏هاى روحى و جسمى، سوزش و خارش داخل مغزم،

   گیجى وسر در گمى و پریشانى، حواس‏پرتى، موج‏گرفتگى منجر

   به یك نوعدیوانگى، و از خود بیخود شدن خود را، تعریف كردم

   و به شدّت گریه مى‏كردم و مى ‏گفتم:

   آقا مگر ما صاحب نداریم؟ پس چرا خوب نمى‏شوم و تمام

   دكترها جوابم كرده‏ اند، حتى دیگر قادر به خدمت هم نمى‏باشم و

   و اصلا پزشكان معالجم صلاح نمى‏دانند كه من خدمت كنم، 

   چون جنون آنى به من دست مى‏دهد و به هیچ وجه نمى‏توانم

   حتى درس بخوانم، صداى سوت مى‏شنوم، نمى‏توانم بخوابم و

   آسایش ندارم.

   آقا با ملاطفت خاصّى، دستى روى سرم كشیدند و گفتند:

   "آقا احمد خوب شدى، بابا برو سر كارت!"

   از خواب بیدار شدم، دیدم آنقدر گریه كرده‏ام كه تمام صورتم و

   زمین خیس شده است. با همان حال به منزل برگشتم. مجددا

   همین صحنه را مفصّل‏تر در منزل خواب دیدم.

   فرداى آن روز به بیمارستان مراجعه كردم، پزشكان معالجم

   پس از انجام انواع آزمایش‏ها نوشتند:

   "آقاى فلانى از نظر قلبى معاینه شد و معاینه و نوار قلب

    ایشان سالم است و قادر به خدمت كامل مى‏باشند".

   همچنین شوراى روان پزشكان اعلام كردند:

   "نامبرده مورد معاینه مجدد قرار گرفت. نظریه شوراى مورخ

   13/5/76 مبنى بر انجام خدمت عادى، مورد تأیید است".

   نتیجه آزمایشات باعث تعجّب تمام پزشكان شده بود و همه به

   من تبریك مى‏گفتند و با گریه مرا به خدمت تشویق و بدرقه

   نمودند. از آن تاریخ به بعد سخت مشغول كار هستم و دیگر

   هیچگونه احساس ناراحتى ندارم، بلكه تا كنون چندین دوره

   كامپیوتر و دروس دیگر را پشت سر گذاشته ‏ام.

   برگرفته از وبلاگ كوی صفای عاشقان یاس نرگس 

  اللهم عجل لولیك الفرج 

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

وجود مهدی (عج) منشا همه برکات است ... مهدویت ,

 

   وجود مهدی (عج) منشا همه برکات است

   امام بزرگوار و عزیز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجا   

   همه خلایق، اگرچه غایب است و ظهور نكرده; اما حضور دارد.

   مگر مى ‏شود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، این حضور را در 

   دل خود و با وجود و حواس خویش، حس مى‏كند.

   آن مردمى كه مى‏ نشینند، راز و نیاز مى‏كنند، دعاى «ندبه‏» را

   با توجه مى‏ خوانند، زیارت «آل یاسین‏» را زمزمه مى‏كنند و

   مى‏ نالند; مى ‏فهمند چه مى ‏گویند. آنها حضور این بزرگوار را

   حس مى‏ كنند،ولو هنوز ظاهر نشده و غایب است. غیبت او، به

   احساس حضورش ضررى نمى ‏زند. ظهور نكرده است; اما هم

   در دل‏ ها و هم در متن زندگى ملت‏ حضور دارد. مگر مى ‏شود

   حضور نداشته باشد؟
 

   شیعه خوب، كسى است كه این حضور را حس كند و خود را 

   در حضور او احساس نماید. این ، به انسان امید و نشاط

   مى‏بخشد.
 

   یكى از آن خورشیدهاى فروزان، به فضل و كمك پروردگار و به

   اراده الهى، امروز در زمان ما به عنوان «بقیة الله فى ارضه‏» ،

   به عنوان «حجة الله على عباده‏» ، به عنوان «صاحب زمان‏»

   و «ولى مطلق الهى‏» در روى زمین وجود دارد. بركات وجود

   او، انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مى‏رسد .  
 

   امروز وجود مقدس حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ در میان

   انسان‏ هاى روى زمین، منبع بركت، منبع علم، منبع

   درخشندگى، زیبایى و همه خیرات است .
 

   چشم‏ هاى ناقابل و تیره ما، آن چهره ملكوتى را از نزدیك

   نمى‏ بیند; اما او مثل خورشیدى درخشان است. با دل‏ ها مرتبط

   و با روح ‏ها و باطن ‏ها متصل است و براى انسانى كه داراى

   معرفت‏ باشد، موهبتى از این برتر نیست كه احساس كند، ولى

   خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده برگزیده، در میان همه

   بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمین، با او

   و در كنار او است. او را مى‏بیند و با او مرتبط است.
 

   این بزرگوار، در فضاى ذهنى و معنوى جامعه ما، حضور دارد

   و جوانان مؤمن و با اخلاص نیز با آن حضرت، قلبا در ارتباط

   هستند. این ارتباط، به معناى حقیقى كلمه، دو جانبه است و در

   حالات برجسته شور و محبت و احساس و عواطفى كه ملت

   ایران، نسبت‏ به این بزرگوار دارند، این ارتباط طرفینى است.  
 

   اللهم عجل لولیك الفرج
 

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

زمزمه های تنهایی ... ادبی ,

 

   

   زمزمه های تنهایی

   هوا چیزی بود میان باریدن و نباریدن، و من چیزی مثل بغض

   گلویم را گرفته بود.

   صبح از طلوع جا مانده بودم و غروب از خنداندن كسی كه با  

   یك لبخند صادقانه ی من، آرام می گرفت.

   -من باید آرام و برای همیشه در هنگام طلوع، بیدار باشم.

   -من، همین من ساده، با خود عهد كردم كه در خندیدن به

   صورت كسی كه نیاز به دیدار معجزه ی لبخند دارد، هیچگاه

   بخیل نباشم.

   - من مهربانی را دوست دارم و به همین دلیل ساده باید

    مهربان باشم.

   -خودم را به خدا می سپارم و از خودم می خواهم تا هیچگاه

   از  ملاقات با لبخند مهربانی، خسته نشوم.

   -من، همین من ساده، باید بگریزم از هر چه بند،

   هر چه شرط تعلق به كسالت

   -من، همین من نا صبور، باید بیاموزم از چشمه، از جویبار،

   عبور از شب گمراهی و رفتن بدون توقف به سمت صبح

   بیداری.

   - من خودم را به خدا می سپارم و از اراده ام می خواهم تا

   دیگر تن به كسالت گرمای خواب ندهم و ساده چون نسیم،

   طبیعت را دوست بدارم.

   -من در خاموشی قبل از طلوع با خود می گویم: مبادا تا آن

   اندازه غرق در احوال خویش باشی كه نتوانی قلبی را به

   سلامی گرم كنی.

   -مبادا كه نگاه ساده و بی پیرایه كودك صبور، تو را به لطافت

   دوباره لبخند راهبر نباشد.

   -من باید به ابر، به آسمان صاف و به قلبهای مهربان، توجه

   نشان بدهم.

   - من مهربانی را عین هجوم ابرهای باران زا به آسمان 

   بی قراری دوست دارم و در لحظه لحظه عمرم به شكوفه های

   لبخند، سلام خواهم كرد.

   - خودم را به خدا می سپارم و از خودم می خواهم تا در

   خروس خوان لحظه های سحر، در خواب غفلت نباشم.

   اللهم عجل لولیك الفرج

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

محرم ... مذهبی ,

    

محرم

    محرم ، راز زیبای شهادت و نیاز آدمی است به عدالت.

    محرم، پیك حیات و نوید دهنده زندگی جاودانه در جوار

    رحمت آن خالق زیبا آفرین است.

    محرم، خواندن یا لطیف است با بذل جان. خواندن با تمام

    هستی. با تمام آنچه هست...

    محرم، خود آموز چگونه در مقابل ظلم ایستادن و مربی

    عصیان اراده ی آگاه در تمام نسلها و برای تمامی

    عصرهاست. می گویند عاشورا، بهار وصال و استشمام بوی

    بهشت است، بهاری كه در اصالت وجود و عمق آگاهی آدمی

    از خویش وجود دارد.

    می گویند محرم، زمزمه بی مرگی و روایت جستجوی چشمه

    آب حیات جاودانگی است.

    می گویند محرم، نغمه تمام مردان و زنان آزاده ای است كه

    تن به تسلیم ناپاكی نداده اند و طعام از سفره ازدحام حرام

    نخورده اند.

    می گویند محرم را عاشورا، به فصل با بركت شرافت رساند و

    برای اولین بار، مزرعه شعور انسانی، در فصل باران خیز

    محرم، به شكوفه نشست.

    عاشورا، حدیث شورآفرین قلب هایی است كه زمینشان، بوسه

    بر پیشانی نیایش، و آسمانشان، چیدن ترنم از شاخسار سلام

    خداوندی است.

    و امام حسین علیه السلام، به شكوه خالق، قبل از طلوع

    آفتاب شهادت، با ایثار خویش گواهی داد تا به تمام طالبان

    حضور روشنی شیفتگی در برابر یك نام را بیاموزد.

    نامی به وسعت كلمه آفرینش...

    نامی به اندازه آنچه آدمی را با آن سرشته اند...

    فرا رسیدن عاشورای حسینی را به پیشگاه حضرت صاحب

    الزمان(عج) و تمامی مسلمین جهان تسلیت عرض می كنم. 

    اللهم عجل لولیك الفرج

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر ... وظائف منتظران ,

ای دو سه تا كوچه زما دورتر...

با همه لحن خوش آوایی ام
 

در به در كوچه تنهایی ام
 

ای دو سه تا كوچه ز ما دورتر
 

نغمه تو از همه پرشورتر
 

كاش كه این فاصله را كم كنی
 

محنت این قافله را كم كنی
 

كاش كه همسایه ما می شدی
 

مایه آسایی ما می شدی
 

هركه به دیدار تو نایل شود
 

یك شبه حلال مسایل شود
 

ای نفست یار و مددكار ما
 

كی و كجا وعده دیدار ما؟
 

هنگامی كه صدای زنده یاد «محمدرضا آقاسی» شاعر

بسیجی اهل بیت علیهم السلام پخش می شود كه این سروده

زیبا را با شور و هیجانی خاص می خواند، قطعاً اگر اهل دل

باشی و دل را به دریای بیكران عشق به مهدی«عج» و

انتظار ظهورش بسپاری، اشك شوق را بر گونه ها احساس

خواهی كرد و از رنج غیبت امام حاضر«عج» بی تاب

خواهی شد.
 

آرزوی بشر از دیرباز اجرای عدالت و برچیده شدن بساط

ظلم و بی عدالتی بوده است. قرآن كریم نیز در آیات مختلف

نویدبخش تحقق این آرزوی دیرین مسلمانان بوده و

فرارسیدن روزی را نوید داده كه در سرتاسرجهان حق

حكومت كند و باطل نابود گردد. براساس روایات معتبر و

متعدد این پیروزی نهایی و حكم فرمای عدالت در سرتاسر

گیتی مربوط به قیام حضرت امام مهدی«عج» می شود.
 

اكثر ادیان الهی به مصلح موعود، معتقدند كه مصلحی در

آینده خواهد آمد و دنیا را از ظلم و ستم نجات خواهد داد اما

تفاوت اعتقاد ما با آنها در این است كه ما معتقدیم آن

موعود الان هم حیات دارد كه اعتقاد به این تفاوت می تواند

منشاء اثرات فوق العاده در معتقدین ایجاد نماید. یعنی اگر ما

معتقد به ظهور بنده صالح و برگزیده خداوند متعال هستیم و

اعتقاد داریم كه او عصاره خلقت و به ظهور رسیده تمام

قرآن و اسماء الهی است، آن وقت در تمام لحظات زندگی،

او را شاهد و ناظر و حاضر بر اعمال خود خواهیم یافت.

 

باید قبل از ظهور حضرت، خودمان را به ظهور برسانیم و

با درك انتظار و وظیفه منتظران كاملا آشنا شویم و خود را

برای دیدار آقا مهیا كنیم، در غیر اینصورت اگر حتی آن

حضرت ظهور هم كند و ما همچنان در دنیای كوتاه و كوچك

خودمان مانده باشیم قطعاً به حقیقت وجودی آن بزرگوار پی

نخواهیم برد.
 

باید تمام پرده های غفلت و دنیازدگی را كنار بزنیم و

خالصانه به وظایف شرعی و الهی خود عمل كنیم، در آن

صورت می توان خود را در زمره «منتظران» محسوب كرد.
 

«دعا برای ظهور حضرت یعنی خواستن نزول رحمت و

بركات بی منتهای الهی از خداوند كه نتیجه اش سعادت دنیا

و آخرت است، البته این را بدانیم كه گرچه عنایت و لطف

ایشان هرلحظه به تمامی كائنات و مخلوقات خصوصاً

شیعیان می رسد اما ظهور او نزول رحمت و فضل و بركات

الهی را به نقطه كمال واقعی می رساند.»
 

انتظار موعود از اعتقادات روشن و صریح است و همه

مسلمانان منتظر منجی هستند، مفهوم انتظار آماده شدن و

فراهم سازی بستر حكومت عدالت گستر امام زمان«عج»

است.
 

«فرد منتظر باید ابتدا خود را از درون اصلاح كند و در

عرصه اجتماعی بهترین زمینه ها را برای اجرای هدف خود

انتخاب نماید، موضوع مهدویت بسیار فراتر از فلسفه

نوشتاری و گفتاری قرار دارد و آن را می توان در صحنه

اجرایی، اجتماعی، سیاسی و بین المللی مشاهده كرد.» در

دنیای كنونی آنچه هست غلبه ظلم بر عدالت است و به

صورت روزافزون دیده می شود و نیاز به ظهور حضرت

ولیعصر«عج» و وجود تشنگی به چشمه حیات بخش ظهور

ایشان كاملا دیده می شود.

 «منتظر واقعی یك برداشت درست از غیبت و موضوع

انتظار دارد و همیشه امام خود را حاضر می بیند هرچند كه

در نهان ها پنهان است.»
 

«امام عصر(عج) هرلحظه ما را می بیند و ناظر بر اعمال

ماست و حتی ما را هدایت می كند اما به شیوه ای كاملاً

پنهان و نامحسوس، یعنی اینگونه نیست كه فكر كنیم امامت

حضرت ولیعصر(عج) بعد از ظهور ایشان آغاز می شود بلكه

ایشان همین الآن هم در حال هدایت و راهنمایی شیعیان است

و در واقع به تكالیف امامت خود عمل می كند اما به شیوه

غایبانه و پنهان از نظرها، پس بنابراین ما باید خود را

همیشه در محضر آن حضرت بدانیم.»
 

براساس روایات متعدد با ظهور حضرت امام مهدی(عج)

اسلام ناب محمدی(ص) فراگیر و جهانی خواهد شد .
 

در تفسیر مجمع البیان از پیامبر اعظم(ص) چنین نقل شده

است كه: «در زمان ظهور حضرت امام مهدی(عج) بر روی

زمین هیچ خانه ای باقی نمی ماند- نه خانه هایی كه از

سنگ و گل ساخته شده و نه خیمه هایی كه از كرك و مو

بافته شده- مگر آنكه خداوند نام اسلام را در آن وارد می

كند.»
 

یك كارشناس قرآنی و پژوهشگر علوم دینی می گوید:

«بیش از 120 آیه قرآن براساس روایات معتبر به وجود

نازنین حضرت امام مهدی(عج) و ویژگی های او، همچنین

قیام و انقلاب جهانی آن حضرت اشاره كرده است. در قرآن

كریم می خوانیم: «اراده و مشیت ما بر این قرار گرفته كه

بر مستضعفان زمینی كه بر اثر ستم ستمكاران به ضعف

كشیده شده اند- منت نهیم ( و ایشان را مشمول مواهب

خویش كنیم) و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار داده و

نیرومند و صاحب قدرت و حكومت گردانیم.» این ها بشارتی

است در مورد پیروزی حق بر باطل و برچیده شدن بساط

ظلم و تباهی كه نمونه های آن را می توان در پیروزی

حضرت موسی(ع) و بنی اسرائیل بر فرعونیان و همچنین

پیروزی و حكومت حضرت محمد(ص) جستجو كرد، اما

نمونه كامل آن با ظهور حضرت امام مهدی(عج) تحقق می

یابد.»
 

در روایتی از حضرت علی(ع) نقل شده است كه ایشان

فرموده اند: «دنیا پس از سركشی به ما اهل بیت(ع) روی

می آورد، همچون شتری كه از دادن شیر به دوشنده اش

خودداری می كند و برای بچه خود آن را نگه می دارد.»
 

اما یك نظریه درباره ظهور امام مهدی(عج) می گوید: «این

وعده الهی كه پیروزی نهایی حق در زمان حضرت

مهدی(عج) به طور كامل محقق خواهد شد، بدان معنا نیست

كه در زمان های قبل از حضرت مهدی(عج) هیچ نوع

پیروزی نصیب حق نمی گردد، بلكه پیروزی های مختلفی در

زمان غیبت به دست جبهه حق رخ می دهد اما پیروزی

نهایی در زمان ظهور منجی عالم بشریت(عج) اتفاق خواهد

افتاد.»

اللهم عجل لولیك الفرج

 

 


 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

عصر ما ... ادبی ,

 

 عصر ما

 ما امروز خانه های بزرگتر، اما خانواده های كوچكتر داریم.

 راحتی بیشتر اما زمان كمتر،

 مدارك تحصیلی بالاتر اما درك عمومی پایین تر، 

 آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص كمتر داریم.

 متخصصان بیشتر اما مشكلات نیز بیشتر،

 داروهای بیشتر اما سلامتی كمتر.

 بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم،

 خیلی كم می خندیم، خیلی تند رانندگی می كنیم،

 خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیر وقت بیدار می مانیم،

 خیلی خسته از خواب بر می خیزیم،

 خیلی كم مطالعه می كنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می كنیم،

 و خیلی بندرت دعا می كنیم.

 چندین برابر ما یملك داریم، اما ارزش هایمان كمتر شده است،

 خیلی زیاد صحبت می كنیم، به اندازه كافی دوست نمی داریم

 و خیلی زیاد دروغ می گوییم.

 زندگی ساختن را یاد گرفته ایم، اما نه زندگی كردن را،

 تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای

 عمرمان.  

 ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع كوتاه تر،

 بزرگراه های پهن تر اما دیدگاههای باریك تر.

 بیشتر خرج می كنیم اما كمتر داریم،

بیشتر می خریم اما كمتر لذت می بریم.

 ما تا ماه رفته و برگشته ایم، اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه

 مان از یك سوی خیابان به آن سو برویم. 

 فضای بیرون را فتح كرده ایم اما نه فضای درون را، 

 ما اتم را شكافته ایم اما نه تعصب خود را.

 بیشتر می نویسیم اما كمتر یاد می گیریم،

 بیشتر برنامه می ریزیم اما كمتر به انجام می رسانیم.

 عجله كردن را آموخته ایم و نه صبر كردن،

 درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر.

 رایانه های بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری كنیم،

 تا رونوشت های بیشتری تولید كنیم، اما ارتباطات كمتری داریم.

 ما كمیت بیشتر اما كیفیت كمتری داریم.

 اكنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است.

 مردان بلندقامت اما شخصیت های پست،

 سودهای كلان اما روابط سطحی، فرصت بیشتر اما تفریح كمتر،

 تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر،

 درآمد بیشتر اما طلاق نیز بیشتر،

 منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده.

 اللهم عجل لولیك الفرج

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

انا المهدی ... مهدویت ,

انا المهدى

انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر،

پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

من مهدى، قائمه گیتى، خرد هستى و ادامه خدایم.

شكیب شما در سراشیب عمر. میوه باغ آفرینش،

فراخى آسمانها و نجابت زمین.

من گریه ‏هاى شما را مى‏شناسم.

با انتظار شما هر شام دیدار مى‏كنم.

نغمه‏ گر ندبه‏ هاى شما در میان كاج هاى غیبتم.

اشك هاى شما آینده من است.

دلتنگی هاى من، گشایش بخت ‏شماست.

من موى گره در گرهم را نذر پریشان شمایان كرده‏ ام .

انا المهدى؛ من موعود زمانم،

پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

با من از همه آنچه در دل دارید بگویید.

از گرانى بار انتظار؛

از تیرگى شبهاى غیبت؛

از هیمنه جور؛

از هیبت گناه، از فریب سراب،

از دروغ خنده‏ ها و از دورى اقبال.

من به ندبه‏ هاى شما مى‏بالم.

من تنگى دل شما را مى‏شناسم.

من برق چشم شما را مى‏ بینم .

گرمى دست‏هاى شما، چراغ خیمه صحرایى من است.

انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر،

پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

از دورى و دیرى با من بگویید.

 جز من كسى حرف شما را باور نمى‏كند.

جز من كیست كه بداند روزگار شما چگونه روزگارى است؟

جز من كیست كه بداند زخم شما، شكوفه كدام غم است؟

گریه شما، جارى چه اندوهى است؟

و خنده شما تا كجا شكوهمند است؟

مرا باور كنید.

من تنهایى شما هستم.

اسب آرزوهاى شما، تنها در چمن ظهور من چابك است.

پرنده امید شما را من پرواز مى‏دهم.

و آشناترین رهگذر شهر شما منم.

اناالمهدى؛ من موعود زمانم،

پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

مرا بخوانید و بخواهید.

مرا تا صبح ظهور، انتظار كشید.

مرا كه چون پدران روستایى،

با دستمالى از مهربانى به سوى شما مى‏آیم.

با یك سبد انار؛

یك طبق سیب؛

و یك سینه سخن.

من شما را از گریه‏ هاى شما مى‏شناسم و شما مرا از اجابت‏هایم.

امسال، باران گرسنه خاك است.

ابرها دیگر نمى‏بارند.

خورشید به ناز نشسته است.

بهار خرمى نمى‏كند.

آیا از یاد برده ‏اند كه شما جمعه‏ شناسان هفته انتظارید؟

نمى‏دانند شما شب ها مرا به خواب مى‏بینید؟

و روزها

زمین را با آهن اندوه مى‏شكافید؟

امسال زمین ركاب نمى‏دهد،

و گریه انتظار، شما را امان.

من مى‏آیم، كه هر سال، بهار آمدنى است.

من مى‏آیم كه سفره شما بى ‏نان نباشد.

و هفته شما، بى ‏جمعه.

اناالمهدى؛ من موعود زمانم. صاحب عصر،

قائمه گیتى، خرد هستى،

پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

اناالمهدى.

اللهم عجل لولیك الفرج 

 


|+| نوشته شده توسط مجتبی رستم آبادی در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ | نظر شما ()

نوشته های پیشین
+ مناجات
+ نیمه شعبان مبارک
+ به مناسبت نیمه شعبان
+ اس ام اس و كلیپهای موبایل و توهین به مقدسات
+ سال نو مبارک
+ و کربلای سال ۱۴۲۹
+ وصیتنامه شهید مجتبی داتلی بیگی
+ كجایند منتقمان خون حسین (علیه السلام)؟!
+ دیدن امام زمان (عج) در زمان غیبت چقدر مهم است؟
+ امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
+ فاصله ی ما با امام زمان (عج) چقدر است؟
+ دانلود مداحی به منا سبت شهادت امام علی (علیه السلام)
+ تنهایی امام علی علیه السلام- به مناسبت شهادت امام علی علیه السلام
+ ماه رمضان، ماه میهمانی خدا
+ رمضان ماه عفو و رحمت و بركت
صفحات :
... 4 5 6 7

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic